کیوان خسروانی؛ بیوگرافی، آثار و تاثیر او بر مد ایران
نویسنده: سارا سالمی
کیوان خسروانی معمار، طراح لباس، طراح نور و از چهرههای فعال در حفاظت از میراث شهری ایران بود. اما جایگاه او در تاریخ مد ایران بیش از هر چیز با روشی شناخته میشود که طراحی معاصر را به صنایعدستی مناطق مختلف ایران پیوند میداد.
برای خسروانی، استفاده از سوزندوزی، زربفت یا قلمکار صرفاً راهی برای ایرانیزه کردن یک لباس نبود. این عناصر باید از ابتدا بخشی از فرم، ساختار و هویت لباس میشدند. همین نگاه را میتوان در لباسهای رسمی طراحیشده برای فرح پهلوی و همچنین پوشاک روزمرهای که برای نسل جوان شهری طراحی میکرد، دنبال کرد.
آشنایی با مسیر زندگی کیوان خسروانی
کیوان خسروانی در سال ۱۹۳۸ در تهران متولد شد. فعالیت حرفهای او تنها به یک حوزه محدود نبود و معماری، طراحی داخلی، نورپردازی، طراحی لباس و حفاظت از میراث شهری را در بر میگرفت.
در طراحی لباس نیز دو مسیر متفاوت را در کارنامه او مشاهده میکنیم. از یک طرف، او طی سیزده سال بخش مهمی از لباسهای رسمی فرح پهلوی را طراحی کرد و از طرف دیگر، با راهاندازی فروشگاههایی مانند الگانت ۲۷، نامبر وان و میس نامبر وان در شکلگیری پوشش مدرن نسل جوان شهری نقش داشت.
با وجود تفاوت این دو حوزه، یک ویژگی مشترک میان آنها وجود داشت: تلاش برای رسیدن به طراحی معاصر با استفاده از ظرفیتهای طراحی، تولید و صنایعدستی داخل ایران.

از تحصیل معماری تا ورود به دنیای مد
خسروانی در سال ۱۹۶۲ مدرک کارشناسی ارشد معماری خود را با رتبه ممتاز از دانشگاه تهران دریافت کرد. پس از آن با بورس دولت فرانسه راهی مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس شد و مدتی نیز در رم به مطالعه مرمت بناهای تاریخی پرداخت.
آموزش معماری بعدها در نگاه او به طراحی لباس نیز قابل مشاهده بود. تناسب، تقسیم سطح و رابطه میان تزئینات و فرم کلی، در آثار او اهمیت داشتند. پارچه برای خسروانی سطحی نبود که در پایان کار روی آن تزئیناتی اضافه شود؛ نقش، بافت و دوخت باید همراه با برش شکل میگرفتند و بخشی از ساختار نهایی لباس میشدند.
آشنایی کیوان خسروانی با اوت کوتور پاریس
اقامت در پاریس فرصتی بود تا خسروانی با شیوه طراحی و تولید لباس در سطح بالای مد اروپا آشنا شود. بر اساس آرشیو رسمی او، آشنایی با کاساندرا، یکی از مدلهای پییر بالمن، زمینه ارتباط خسروانی با خانه مد بالمن (Balmain) را فراهم کرد.
او در برخی پروژههای این مجموعه همکاری داشت و از نزدیک با منطق «اوت کوتور» آشنا شد؛ شیوهای از طراحی که در آن لباس برای فردی مشخص، با اندازهگیری دقیق و حجم زیادی از کار دست ساخته میشود.
با این حال، اهمیت این تجربه بیشتر در اتفاقی بود که پس از بازگشت او به ایران رخ داد.
نمونه طراحی کیوان خسروانی در پاریس
بازگشت به ایران؛ تقلید از پاریس یا ساخت یک زبان تازه؟
کیوان خسروانی در سال ۱۹۶۶ به ایران بازگشت. تجربه حضور در پاریس میتوانست او را به سمت بازتولید همان الگوی طراحی اروپایی سوق دهد، اما مسیر کاری او شکل دیگری پیدا کرد.
مسئله اصلی برای خسروانی، پیوند دقت و کیفیت اوت کوتور با مواد، نقشها و مهارتهای ایرانی بود. در نتیجه، لباسهایی طراحی کرد که فرم آنها معاصر بود، اما هویت بصریشان از بازسازی مستقیم پوشاک تاریخی ایران نمیآمد.
این تفاوت مهمی بود؛ لباس قرار نبود شبیه یک نمونه تاریخی به نظر برسد. عناصر سنتی باید وارد یک فرایند طراحی جدید میشدند و در قالب لباسی متناسب با زندگی معاصر دوباره تعریف میشدند.
طراحی لباسهای رسمی فرح پهلوی
یکی از مهمترین بخشهای فعالیت کیوان خسروانی به طراحی لباسهای رسمی فرح پهلوی مربوط میشود. فرح پهلوی از او خواست در طراحی این لباسها از صنایعدستی ایران استفاده کند و این همکاری در مجموع سیزده سال ادامه پیدا کرد.
خسروانی منسوجات و سوزندوزیهای سنتی را با طراحی معاصر و شیوههای اوت کوتور هماهنگ میکرد. لباسهای حاصل از این همکاری در سفرهای رسمی و رویدادهای فرهنگی مورد استفاده قرار میگرفتند و صنایعدستی ایران را در قالبی متفاوت از پوشاک سنتی به نمایش میگذاشتند.
در این لباسها، صنایعدستی بخشی از منطق طراحی بود و نه صرفاً تزئینی برای ایجاد ظاهری ایرانی.

طراحی لباس برای جشنهای تخت جمشید
یکی از مهمترین پروژههای این دوره به جشنهای تخت جمشید در سال ۱۹۷۱ مربوط میشود. کیوان خسروانی برای این مراسم ۱۹ لباس و ردای رسمی طراحی کرد.
از شناختهشدهترین نمونههای این مجموعه، لباس زربفت طلایی فرح پهلوی بود. ساختار نقشهای پارچه از گنبدهای اصفهان الهام گرفته شده بود، اما نکته مهم تنها منبع الهام آن نبود.
اندازه نقوش در طول پارچه تغییر میکرد تا با فرم بدن و بخشهای مختلف لباس هماهنگ شود. به این ترتیب، پارچه از ابتدا برای ساخت همان لباس طراحی شده بود و نقش آن بخشی از ساختار لباس محسوب میشد.
پارچهای که تولید آن حدود ۱۸ ماه زمان میبرد
تولید هر نسخه از پارچه زربفت مورد استفاده در این لباس حدود هجده ماه زمان میبرد. این فرایند نشان میدهد که در نگاه خسروانی، انتخاب پارچه مرحلهای جدا از طراحی لباس نبود.
اندازه و محل قرارگیری نقوش باید با فرم نهایی هماهنگ میشد. بنابراین، طراحی از سطح پارچه آغاز میشد و تا برش و فرم نهایی ادامه پیدا میکرد.
این شیوه را میتوان یکی از نقاطی دانست که نگاه معمارانه کیوان خسروانی بهوضوح وارد طراحی لباس میشود؛ هر جزء باید نسبت مشخصی با کل ساختار داشته باشد.

صنایعدستی ایران چگونه وارد طراحیهای خسروانی شدند؟
کیوان خسروانی در طراحی مجموعههای خود به سراغ تکنیکها و منسوجات مناطق مختلف ایران رفت. سوزندوزی بلوچ، زربفت، چاپ قلمکار اصفهان، کلاقهای اسکو، چشمهدوزی و سکمهدوزی اصفهان از جمله تکنیکهایی بودند که در آثار او مورد استفاده قرار گرفتند.
او در این مسیر با مهرمنیر جهانبانی و تعدادی از هنرمندان و استادکاران محلی همکاری داشت.
هدف، قرار دادن یک قطعه سنتی روی لباسی با فرم غربی نبود. تکنیک بومی باید با جنس پارچه، کاربرد لباس و فرم جدید سازگار میشد تا بتواند به بخشی واقعی از طراحی تبدیل شود.
وقتی سوزندوزی بخشی از برش لباس میشود
نحوه استفاده خسروانی از صنایعدستی، تفاوت نگاه او را بهتر نشان میدهد. برای نمونه، در استفاده از کلاقهای اسکو، روشهایی برای افزایش استحکام پارچه و کاربرد آن در کت، لباس، کلاه، کیف و کفش بررسی شد.
در قلمکار نیز رنگها و پارچههایی متفاوت از نمونههای رایج به کار رفتند. سوزندوزی بلوچ در بعضی لباسها مسیر خطوط اصلی برش را دنبال میکرد؛ به جای آنکه در قالب قطعهای مستقل روی لباس قرار بگیرد، وارد ترکیب کلی آن میشد.
در چنین رویکردی، صنایعدستی از یک عنصر تزئینی یا یادگار تاریخی به مادهای برای طراحی لباس معاصر تبدیل میشد.

آثار کیوان خسروانی در موزه مد پاریس
چهار اثر از لباسهای رسمی طراحیشده توسط کیوان خسروانی وارد مجموعه دائمی موزه مد پاریس در کاخ گالیرا شدند. لباس مرتبط با جشنهای تخت جمشید نیز در میان این آثار قرار دارد.
اهمیت این لباسها تنها به ارزش تاریخی آنها محدود نیست. این آثار نمونههایی از مواجهه مد ایران با شیوههای اوت کوتور در نیمه دوم قرن بیستم و تلاش برای یافتن کاربردی تازه برای صنایعدستی ایران هستند.
در این نمونهها میتوان دید که چگونه تکنیکهای سنتی بدون بازسازی مستقیم لباس تاریخی، وارد ساختاری معاصر شدهاند.
نامبر وان؛ وجه دیگری از طراحی کیوان خسروانی
فعالیت کیوان خسروانی فقط به لباسهای رسمی و سفارشی محدود نبود. او در سال ۱۹۶۶ همراه با کامران دیبا فروشگاه پوشاک مردانه الگانت ۲۷ را راهاندازی کرد و در فوریه ۱۹۶۷ فروشگاه نامبر وان را در تهران گشود. پس از آن، میس نامبر وان نیز شکل گرفت.
این بار مخاطب متفاوت بود. فروشگاهها پوشاک آمادهای عرضه میکردند که با پارچهها و امکانات تولید داخل ساخته میشدند و هدف آنها مشتریان جوان بودند. به این ترتیب، خسروانی در کنار طراحی لباسهای رسمی، با بخش دیگری از مد یعنی پوشاک روزمره و آماده نیز درگیر شد.
تأثیر نامبر وان بر پوشش جوانان تهران
نامبر وان در روایتهای مربوط به مد تهران، بهعنوان فضایی برای آشنایی با پوشش مدرن مطرح شده است. خسروانی تلاش میکرد کیفیت طراحی را با قیمت دسترسپذیرتری همراه کند و در عین حال، کارگاههای مستقل را فعال نگه دارد.
هویت ایرانی در این بخش از فعالیت او نیز کاملاً کنار گذاشته نشد. تیشرتی با نام تهران و استفاده از سوزندوزی بلوچ در پیراهنها و کتهای مردانه از نمونههای ورود عناصر محلی به پوشاک روزمره بودند.
در اینجا نیز صنایعدستی قرار نبود لباس را تاریخی نشان دهند؛ تکنیکهای بومی وارد محصولاتی شده بودند که برای زندگی شهری و مخاطب جوان طراحی میشدند.

ارتباط معماری و طراحی لباس در آثار کیوان خسروانی
معماری و طراحی لباس در فعالیت حرفهای کیوان خسروانی دو دنیای کاملاً جدا نبودند. او همزمان در معماری، طراحی داخلی، نورپردازی و حفاظت شهری فعالیت میکرد و در هر یک از این حوزهها به رابطه میان میراث و زندگی معاصر توجه داشت.
مهمانسرای نائین که در سال ۱۹۶۷ برای وزارت جهانگردی طراحی شد، نمونهای از همین نگاه بود. این بنا الهام گرفته از معماری بومی مناطق کویری بود، اما برای نیازهای یک اقامتگاه مدرن طراحی شده بود.
همین منطق در لباسهای او نیز دیده میشود: ابتدا شناخت سنت و منطق آن و سپس تبدیل عناصر انتخابشده به فرمی که بتواند در زمان حال زندگی کند.
از طراحی لباس تا حفاظت از بافت تاریخی تهران
فعالیتهای خسروانی به طراحی محدود نماند. او کتابخانهای برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در یکی از مناطق کمبرخوردار تهران طراحی کرد و در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ برای جلوگیری از تخریب عودلاجان نیز فعالیت داشت.
نمایش طرحهای معماری در فضای محله و برگزاری برنامههای فرهنگی بخشی از این حرکت بود.
میتوان میان این فعالیتها و نگاه او به صنایعدستی نقطه مشترکی پیدا کرد. در هر دو مورد، میراث چیزی نبود که تنها حفظ و تماشا شود؛ باید امکان حضور دوباره آن در زندگی روزمره فراهم میشد، چه در قالب یک محله و ساختمان و چه در قالب یک پارچه دستدوز.

درگذشت کیوان خسروانی در پاریس
کیوان خسروانی در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در پاریس و در ۸۸ سالگی درگذشت. کارنامه او مجموعهای از فعالیت در معماری، طراحی لباس، طراحی داخلی، نورپردازی و حفاظت از میراث شهری را در بر میگرفت.
با این حال، آنچه نام او را در تاریخ طراحی لباس ایران متمایز میکند، شیوه مواجههاش با صنایعدستی است. او در دورهای فعالیت میکرد که مد مدرن ایران هنوز زیرساخت تثبیتشدهای نداشت و ارتباط میان طراحی حرفهای، صنایعدستی و بازار پوشاک به شکل امروز تعریف نشده بود.
جایگاه کیوان خسروانی در تاریخ مد ایران
اهمیت کیوان خسروانی را نمیتوان تنها با تعداد لباسها، فروشگاهها یا پروژههای معماری او سنجید. بخش متمایز فعالیتش در روشی دیده میشود که میراث را به زبان طراحی تبدیل میکرد.
سوزندوزی، قلمکار و زربفت در آثار او صرفاً نشانههایی برای ایجاد حس نوستالژی نبودند. هر تکنیک باید با رنگ، سطح، ساختار و فرم لباس ارتباط پیدا میکرد و در نهایت بخشی از طراحی میشد.
این نگاه باعث میشود آثار خسروانی هنوز برای بررسی رابطه میان صنایعدستی و طراحی معاصر اهمیت داشته باشند.
میراث کیوان خسروانی برای طراحان امروز
یکی از نکاتی که میتوان از آثار کیوان خسروانی استخراج کرد، تفاوت میان «استفاده از صنایعدستی» و «طراحی با صنایعدستی» است. در روش دوم، تکنیک سنتی در پایان کار به محصول اضافه نمیشود، بلکه از مراحل اولیه طراحی در شکلگیری آن نقش دارد.
کار خسروانی نشان میدهد که استفاده معاصر از صنایعدستی به شناخت تکنیک، همکاری با سازندگان و هماهنگی میان نقش و فرم نیاز دارد.
شاید همین رویکرد مهمترین بخش از میراث حرفهای او باشد: برای معاصر کردن یک سنت، لزوماً نباید ظاهر گذشته را بازسازی کرد؛ میتوان منطق و مهارت نهفته در آن را شناخت و برای پاسخ به نیازهای زمان حال، شکل تازهای به آن داد.
منابع:
Kayhan Life — Remembering Keyvan Khosrovani Prominent Iranian Architect Designer and Couturier
IranWire — Preserving Tehran’s Memory Keyvan Khosrovani’s Historic Oudlajan Resistance
Cambridge University Press — A Modern Empress Modernization Theory and the Politics of Beauty
Contemporary Architecture of Iran — Keyvan Khosrovani


دیدگاهتان را بنویسید